تبليغاتX
فریاد ما . فریادی خاموش
سلام به همه اونهايي كه با ما بودن درود بر همه اون هايي كه بي ما بودن محسن ايزدپناه هم بالاخره آش خور شد 1دي بايد خودمو معرفي كنم اين مطلب شب قيل از اعزام منه از همه كسايي كه در اين مدت زحمت كشيدن ما رو فحش دادن متشكرم و به تمام اونايي كه مشوق ما بودن سپاس ميگم پيشاپيش عيد قربان و شب قشنگ دور هم بودن يلدا رو تهنيت مي گم و خانم ها آقايان ايام بر همه گان خوش ......البته من احتمالا بر ميگردم يعني به نظر مي رسه سربازي منم تموم شه ولي شايد به سرم زد توي اين مدت ناگفته هايي رو از دانشگاه پيام نور رو به صورت مجموعه خاطرات جمع آوري كنم بذارم رو وبلاگ خاطرات جالبيه حالا ببينيم چي ميشه

-
+ نوشته شده توسط من در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 22:59 |
سلام .وقت همه بخير .بالاخره  سرويس ها بر قرار شد .قبول . كم كاستي زياد داره ولي همه تقصير از ما نبوده .  شايد اگه بچه ها بيشتر اعتماد و همكاري مي كردند ما موفق تر بوديم و شما راضي تر (پيام نوري هاي نيشابور) اينم بگم كه تلاشمون رو براي بهتر شدنش كم نمي كنيم . بهر صورت اينم از اين ديگه .
+ نوشته شده توسط من در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 و ساعت 7:34 |
براي صدور كارت سرويس پس از واريز وجه به كميته رفاهي در طبقه دوم ساختمان آموزشي مراجعه كنيد بديهي است در صورت نرسيدن به حد نصاب پول مسترد ودانشجويان مجبور به استفاده از اتوبوس هاي اتوبوسراني خواهند بود

+ نوشته شده توسط من در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 و ساعت 12:8 |
گزارش گزارش

..

سلام .ظهر روز سه شنبه اولین بازدید اعضای کمیته رفاهی به همراه ریاست دانشگاه از خوابگاه انجام گرفت تا اعتراضات واصله بسیاری از دانشجویان پیگیری گردد در این جلسه مسولین خوابگاه قول همکاری بیش از پیش را به کمیته دادند وبرای رفع مشکلات و موانع موجود اعلام آمادگی کردند. در این روز همچنین حساب مشترک ۷ امضایی در بانک تجارت شهرک قدس افتتاح گردید تا وجه اعلام شده به آن واریز شود شماره حساب یادم رفته. نگین فعالیت نمی کنید که از بس بالا پایین شدم جلو اون همه دانشجو به جای برد گفتم برج البته از همه دوستانی که در این قضیه ما رو دلگرمی دادند و به حساب خستگی ما گذاشتند ممنون

+ نوشته شده توسط من در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 و ساعت 17:17 |
خبر جديد: 

تلاش براي ورود دانشجويان ومعرفي كانديدا در نيشابور براي شورا اسلامي شهر و رد صلاحیت نامزد آن ها

+ نوشته شده توسط من در دوشنبه بیستم آذر 1385 و ساعت 12:25 |

حاكميت ودانشجو . قسمت اول

دهه 40 و50 شمسي در ايران اوج قدرت دانشجو وتقابل با حاكميت بود سايش وتقابل نهاد دانشگاه وحاكميت در دهه 50 افزایش چشمگیری پیدا کرد كه باعث شد محفل دانشگاه ديگر نهاد ضد حاكميت باشد وشريعتي ها ومطهري ها  اسطوره های مبارزاتی این دوره در دانشگاه هستند وموجي در دانشگاه ايجاد كرده بودند كه ديگردانشجو خود را در مصلحي مي ديد كه سكوتش خائنانه ترين حيانت ها مي شد گروه هايي همچون انجمن هاي اسلامي پرچم دار اين حركات بودند .وحتي پس از انقلاب اسلامي نيز اين جوانان دانشجو آرمان گرا بودند كه امور انقلاب را به دست گرفتند و در سنين جواني بر مصادر مسئوليت نشستند و بي ادعا شروع به اصلاح وانجام امور كردند دانشجويان نيز بعد انقلاب اسلامي نيز در راس هرم قدرت بودند وحتي حاكميت اسلامي نيز از كاري كه موافق با گروه هايي همچون دانشجويان پيرو امام و ... نباشد خودداري مي كرد وكار بدان جا رسيد كه دانشجويان دست به تسخير سفارت آمريكا زدند هرچند كه عده اي نيز آنرا افراطي مي دانستند .

در تمامي اين قضايا اهداف ونظرهاي ديني –سياسي حركات دانشجويي مشهود و واضح بود و تا پايان جنگ ادامه داشت تا در اوايل دهه 70 نسل دوم به دانشگاه رسيد  خودمنتقد جسور عقل گرا. و آغاز تعارضات با حاكميت .آن ها آمال خود و دانشجويان دهه هاي 40 و  50 شريعتي ها ومطهري ها  را فراموش شده مي ديدند واينك سكوت در جايگاه دانشجوكه زمان حرمت بسياربرايش اندوخته بود و اين نسل وارث آن بود جفا بر شهداي شهيد دانشجویی بود که جان بر آزادی داده بودند . پس نقد امور را بدست گرفتند وشكل امروزي جمعيت دانشجويي كشور شكل گرفت . اعتراضات دانشجويي  به وسعت انجام مي شد سال هاي 74 و75 همزمان با سال تاسيس يكي از احزاب اصلاح طلب اوج اعتراضات دانشجويي بود تا دوم خرداد و پيدايش فرهنگ گفتماني به واسطه حضور محمد خاتمي در رأس حاكميت بود .

ادامه دارد....

 

+ نوشته شده توسط من در پنجشنبه چهارم خرداد 1385 و ساعت 9:31 |
آخرین خبردانشگاه پیام نور: تعلیق یک ترمه یک دانشجوفعال دانشگاه با عنوان تقلب ودادن  ۲ برگه همزمان  واما بعد آن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده توسط من در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385 و ساعت 9:10 |
 سلام سال نو همه مبارک (ببخشید که دیر شد)
+ نوشته شده توسط من در پنجشنبه سوم فروردین 1385 و ساعت 20:10 |

انتخابات نهم رياست جمهوري نخستين جرقه هاي تغيير مواضع سياسي هسته اي ايران از موضع تنش زدا به تهاجمي نرم افزارانه بود هر چند در مورد موضع دوم هنوز تعريف دقيقي براي آن انجام نشده است واقدامات شديدا متناقض در راستا وسمت سوي همين نوع سياست عنوان مي گردد كه نشان از هويت مجهول ،صوري ومحتواي سؤال برانگيز آن دارد اما از ديگر اقدامات اصلي در تغيير سياست بدين شكل  نشاندن علي لاريجاني بر كرسي مذاكرات بود.لاريجاني سياهپوش كه در ايام دولت قبل وبه هنگام انتخابات سخن از به يغما رفتن مرواريد غلطان  مي داد با تيمي جديد وارد اين مذاكرات شد ومتكي وزير تازه كار نيز همپاي او اين سو آن سو مي شد اما اين سياست تهاجمي نرم افزارانه بي رمق تر از آن بود كه دستاوردي داشته باشد وهمه چيز آن حتي در حد شعار هم نماند وحتي كشور هايي نظير هند ،آفريقاي جنوبي وكره جنوبي كه نانشان بدست ايران بود را به صف مخالفان برد تا كمي هم سخن از تعامل وسياست منطقي با ساير كشورها پيش آيد كه متاسفانه  نوعي عقب نشيني حاصل از بي تدبيري هاي قبلي بود و ايمان به سياست تنش زدايي خاتمي كه مسلما اثراتش بيش از تهاجمي نرم افزارانه در سياست خارجي  بود .

لاريجاني كه هر روز در دولت وكشوري مشغول مباحثه وگفتگو و قانع كردن زعماي كشور ها در صلح آميزبودن اهداف ايران است كمترين توفيق را از اين شيوه يافته ومتكي نيز در اين بين با بر خورد سرد چندين كشور از جمله ژاپن روبرو شد. تنها كارت هاي بازي ايران چين وروسيه شده بودند .

مواضع روسيه وچين نيز در طول مذكرات وكار آژانس بر پرونده هسته اي ايران نير تغييرات بسياري داشته است ورؤياي  وتو كردن اين دو كشور وتقابل آنان با غرب واروپا ديگر فكر مسخره اي بيش نيست .جنبش عدم تعهد هم نتوانست در اجلاس هاي پياپي آژانس كه براي محدود كردن ومطيع كردن ايران بود نقش پر رنگي ايفا كند .ايران ناخواسته به سمت مسيري مي رفت كه از قبل براي ايران ساخته شده بود و غايت آن تقابل ايران و دنيا بود متاسفانه آنكه خوب عمل مي كرد ايران نبود . ايران ديگر به سختي مي توانست مذاكرات را پا بر جا نگهدارد مذاكره كنندگان اروپايي وغرب ايران به سمتي برده بودند تا ايران خود را با دنيا درگير كند كه عينيت آن در تحريم كالا ها وتيرگي روابط با چند كشور بود .

ايران خواستار مذاكره وبازگشت اروپائيان به پشت ميز شد اما آنان با پيش شرط سنگين تعليق سنگي بزرگ بر راه مذاكره گذاشتند تا وانمودكنند كه اين ايران است كه حاضر به مذاكره نيست ديپلماسي دولت جديد ناكار آمدي خويش را بيش از پيش نشان مي داد اما دليل اصرار بر انجام آن معلوم نبود واين حركات را مترادف با فرياداسلام محمدي دانستند تا زمينه انتقاد كمتري داشته باشد و اين حركاتت قداست آزادي خواهي بر خود گيرد اما اين آزادي خواهي چند مشكل داشت وآنهم بي تدبيري وشعارگرايي    ناشي ازانتخابات وعدم رعايت مصالح كشور.

اينجا بود كه سخن از اتمام ظرفيت اروپا رفت و تنها راهي كه مي توانست مقداري سمت سوي اتهامات به ايران عوض كند وتنها پيشنهادي كه بر روي ميزديپلمات هاي ايران بود .اما در بين تاثير گذاران جهاني غير از روسيه وچين ديگران اين طرح را در حد پيشنهاد هم دنبال نكردند . از كشورهاي چين و روسيه هم انتظار دوستي نمي شد داشت كه استفاده از ايران براي توازن رابطه با امريكا دليل حمايت آنان از ايران بود واين به معناي امكان معامله ايران در هر لحظه با يك طرح اقتصادي سود آور بود .زماني چند به تشكيل آژانس نمانده بود كه باز هم بوي طمع از دولت روس برخاست غني سازي در يك كشور ثالث ومتاسفانه  اين كشور ثالث باز هم روسيه بود . لا ريجاني براي كاهش فشار روي ايران به طور ضمني اين پيشنهاد را قابل برسي دانست و در مورد مجهولات اين طرح سخن ها گفت . هر چند در اعلام اين پيشنهاد هم وقايع عجيبي ضميمه شد و آن تاييد وتكذيب هاي متوالي دوطرف در ارائه ودريافت طرح بود.

طرح هاي شيطنت آميز روسيه براي ايران تمامي نداشت وايران توجيه كننده وگروي مناسب در دست روسيه براي امريكا بود .ايران بيش از حد به روسيه وابسته شده بود واين موضوع براي ايران كه ديگر كارتي براي بازي نداشت خطر فراواني داشت  در صورت شكست ايران در اين مسئله تنها ايران صدمه نمي ديد بلكه تمامي كشورهاي مسلمان ضربه مي ديدند چون ايران به عنوان نماينده فعال دنياي اسلام به اين مصاف رفته بود به علاوه كشور هاي ديگري هم بودند كه اين سر نوشت را براي خود نيز متصور مي شدند و اينگونه بود كه زمزمه اقدامات اعتماد ساز وتعليق صنعتي مجدد 5/1تا 2سال بر زبان لاريجاني نشست تا او هم به قول خودش مرواريد غلطان را به خروس قندي داده باشد و دريابد كه اين مصاف بسي سخت تر از آن است كه جاي اشعار انتخاباتي اش باشد. كه مطمئنا اگر سياست دولت گذشته پيگيري و اجرا مي شد اينك مسلما ديگر سخن از تعليق دوباره وفعاليت هاي اعتماد ساز نبود هرچند آنان اوج استكبار وما اوج مظلوميت باشيم .اما آنان با آن همه هياهو واتهامات ترس ورعب از غرب مصالحه با آنان و به يغما دادن كشور به دولت گذشته ديگر خود براي خود راهي نگذاشتند .

جالب اينكه در اعتراض اعلمي نماينده مجلس به اين وضعيت كوچك زاده پاسخ مي دهد كه دولت وسياست خارجي ما بسيار خوب كار كرده وهيچ گاه مرعوب نگشته وعقب ننشسته است واين تعليق با تعليق زمان خاتمي متفاوت است و بر خلاف آن اشكالي ندارد هر چند ذكر نمي كند كه بعد از اين سه يا چهار سال از شروع تعليق مابايد رشد داشته باشيم نه پس رفت و اين مسئله بايد حل مي شد وتعليق اول براي ابتداي راه بود نه براي اين مكان وزمان.پس اين همه مجادله ، هزينه ، تيرگي روابط واعتبار كشور چه مي شود به جاي اين همه ضرر از روز بعد فك پلمب تاسيسات دوباره تعليق مي كرديم تا محترم بمانيم نه مدام در حال تحريم.اينكه تنها مابراي رضاي خدا كار مي كنيم وتنها ما دولت اسلامي هستيم عاملي بوديكسو نگري وتك محوري سرلوحه كار گردد تا نظر جمع در تصميمات لحاظ نگردد وما را هر چه بيشتر از حقوق وآرمان هايمان دور كند . سعيد ابوطالب نماينده مجلس نيز اخيرا اعلام كرده رئيس جمهور يا لار يجاني براي توضيح ومطلع كردن نمايندگان به مجلس دعوت مي شوند چون نمايندگان نيز اخبار خوبي نمي شنود اميد است حداقل در اين جلسات تصميمات مدبرانه تري وضع گردد و جهت برون رفت از  مشكلات حداقل نيم نگاهي به اقدامات ارزنده دولت خاتمي شود .

 

+ نوشته شده توسط من در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1384 و ساعت 10:38 |

گزارش تصویری از روز دانشجو در پیام نور نیشابورعکس هایی از نمایشگاه پویه آزادی کاری از نشریه آفتاب وجشن دانشجویی بسیج دانشجویی نور

روی عکس ها کلیک کنید

             

                  

                

+ نوشته شده توسط من در سه شنبه سیزدهم دی 1384 و ساعت 9:9 |

سالهاست كه انسان به واسطه تقديس تفاهم وتكفيرتقابل ،منافع ومصالح جهاني سازي، عصر ارتباطات ودهكده جهاني وكمتر شدن تبعيض هاي نژادي صداي نفس هاي همديگررا بيشتر از گذشته مي شنوند ديگر كمتر جايي را مي بينيم كه حكومت سرهنگ ها وكودتاي نظاميان باشد اما اين همه پيشرفت باعث نخواهد شد تا دموكراسي و عدالت راهي هموارتر به ميان ما داشته باشند.

 به مدد شعور بشري چندي است صداي آزادي خواهي حتي از ظلم پذيرترين ممالك بلند شده وبا تكيه بر فطرتي آزادي خواه سعي در سامان دنياي فكري- معنوي خود دارد اما همين شعور مقدس بشري گامي كج بر راه ديكتاتوري و مرگ حق نيز برداشته واينك آنچه فرا روي ماست نظم وقوانيني است كه براي برقراري عدالت اجتماعي است و ابزاري براي سخت گيري و توتاليتريزم نوين وباعث هر آنچه كه حق هر انسان است وآدمي مالكيت آن را با ترديد مي نگرد . بي شك هيچ ضربه اي حساب شده تر وكارآمدتر از اين نيست كه به واسطه خود افراد ، فرد خود را بي جهت محكوم وخاطي ببيند وتنها دليل اين امر تقديس قانون از طرف محكوم واستفاده ابزاري از طرف حاكم است مسلما اينگونه ظلم ستيزي مراتبي بس دشوارتر از شيوه هاي سنتي ديكتاتوري دارد .

در شيوه سنتي اين پديده عرف وافكار عمومي بامبارزان است وتنها حكومت است كه بايد ازآن گريخت و با آن مقابله كرد ومي توان اميد داشت كه روزي انقلابي بس بزرگ طومار ظالمان را برچيند اما در مبارزه براي شيوه نوين مهم ترين مسئله توجيه افكار عمومي وسنت شكني و ازبين بردن حمايت عرفي بيجاست و تلاش وكوشش براي حذف قوانيني كه مردم با آن سالها زندگي كرده اند وحتي با آن اعاده حق كرده اند وتنها هنگامي كه اعاده حق نظري به صاحب منسبي داشته باشد حق گمشده ميدان است وسخت گيري ها آغاز مي شود و تبصره ها فوران مي كند .

سؤالي اساسي كه اينجا ذهن را مشغول مي سازد اين است كه : آيا اينگونه قانون گرايي اصلا ديكتاتوري ،سختگيري ، بي عدالتي و ظلم  است ويا وجود مصلحت هاي حكومتي نفع مسلم تري است كه بايد مدنظر باشد وتنها حاكمان اند كه بيش از ما مي فهمند كه هر لحظه چه كنند ؟ نمود عيني آن را در حكومت هاي طالباني كه ادعاي اجراي احكام شرع اسلام را دارند ومردمان خود را در برابر ظلمي به ظاهر ديني مي بينند كه قوانين شرعي هم گزينشي انجام مي شود ويا كشوري همچون ايالات متحده آمريكا كه نمايندگاني با انتخابات كه نمود عيني دموكراسي است انتخاب وبرخلاف نظر مردم عمل مي كنند وتنها توجيه شان مصلحت است  و دراين بين اين مردمند كه در نظر گرفته نمي شوند ومحكوم به رعايت هر سختگيري . زيرا تقدس قوانين واهداف امري والاتر از فكر و نظر مردم است در اولي دين و سعادت بظاهر بشري ودر مورد دوم مصلحت ومنفعت زمينه ديكتاتوري وسختگيري شده است. البته كشمكش قانون وديكتاتوري در كشور ما نيز رد پايي دارد اما تنها تفاوت آن ميان حاضران جمع است در كشور ما تقدس قانون براي همه معنا وجايگاهي ندارد وبه علت كثرت صاحبان نظر با انديشه هاي نه چندان يكسان تفكر ديكتاتورگرا كاري سخت پيش رو دارد .

 بعقيده عده اي ازتحليل گران مسائل داخلي حمله كوي دانشگاه ،توقيف گسترده نشريات ،حاشيه امن براي لباس شخصي ها، انتخابات مجلس هفتم ،تخريب ها وترور شخصيت اشخاص، كدورت هاي انتخابات رياست جمهوري نهم سايه هاي وجود اين تفكر بر سر كشور است . شايد مهمترين دليل رشد چنين جرياني در كشور ما وجود تفسيرات گوناگون وحتي سليقه اي- سياسي از قانون باشدكه بازار اينگونه افكار وحركات را در كشور گرم نگاه داشته وناخواسته ويا خواسته كمك به رشد ديكتاتوري در لواي دموكراسي ومردم سالاري مراد ومحبوب مي كند اين كه در يك جمهوري مردم سخن از بي نقش بودن خود بگويند طنز تلخي است كه به گم شدن اهداف وآرمان جمع ، بلاخص در ميان صاحبان منسب بر مي گردد واينكه شايد ديكتاتوري موكد ومزين به راي مردم نتيجه عدم احساس مسوليت ملي ،ميهني وحتي ديني است  . وباز هم سوالقانوگرايي تا كجاي ترازو ، عدالت است وتا كجا سخت گيري وديكتاتوري ؟

 

 

+ نوشته شده توسط من در جمعه چهارم آذر 1384 و ساعت 11:33 |

ديدار غير منتظره دكتر علي احمدي رئيس كل دانشگاه پيام نوركه حاصل تلاش مجدانه هدايتيان رئيس مركز نيشابور بود دانشجويان را به اين امر رساند كه براي مسؤل بودن تنها بايد قوه توجيه داشت وبايد بتوان امور جاري ، چه كشوري ولشگري و چه علمي را بايد بتوان با روابط پدري و فرزندي تعميم داد ودر پايان به همه توصيه صبر داشت .

حال ما مسئولي هستيم كه به فكر مردم هستيم. جوانان ، دختران و پسران مايند وما اگر وقت اجازه داد مي توانيم به ديگران هم فكركنيم بلاخص اشتغال وكتابخانه جامع الكترونيكي

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط من در شنبه بیست و هشتم آبان 1384 و ساعت 9:27 |

 

فلسفه راي آوردن احمدي نژاد به قول كارشناسان وصاحبان نظر البته منتسب به اصولگرايان، دقيق شدن ودست گذاشتن بر مشكلات وآلام مردم بود هر چند به نظرصاحبان نظر اصلاح طلب حتي جريانات برگزاري آن انتخابات نيزجز آلام مردم است . ولي گويا دكتر احمدي نژاد به واقعيت رسيده است كه بدون نگاه به بيرون وكسب وجهه و اعتبار تحقق هاي وعده هاي انتخاباتي غير ممكن است . او در يافته است كه با  اقتصاد در هم تنيده جهاني روبرو است كه دست وپاي بسياري از مديران ورئيسان سابق وحاضر را بسته . رئيسان جمهوري كه چه در دروه غير اسلامي نظريه آقاي احمدي نژاد ( از 69تا كنون كه اولين حكومت اسلامي به نظر ايشان سر كار آمد ) و چه در دوره اسلامي همه دست وپا بسته اين مسئله بودند . نبود قدرت متمركزدر بين كشور هاي مسلمان شبيه اتحاديه اي مثل اروپا تمامي كشورهاي اسلامي را مقهور اقتصادي نموده است كه سنخيتي با آموزه هاي ديني آنها ندارد.

احمدي نژاد آن هنگام كه داغي رقابت را  احساس مي كرد و وعده دلار هاي نفتي را داد به نظر نمي رسد كه نگاهي به مسائل ديگر داشته  است . او كه خود را يك مدير موفق اقتصادي مي دانست به اعمال فوق برنامه شهرداري و وام هاي ازدواج به عنوان دليلي بر مدعا اشاره مي كرد اما رفتن قاليباف به شهرداري مسائل ديگري از مديريت را روشن كرد . اوسخن از تخلف مالي به ميان آورد و اعلام كرد كه 400ميليارد بدهي شهرداري به پيمانكاران آسفالت ساز مسئله اي است كه دست اوبسيار تنگ كرده وغير  از فروش تراكم منبع درآمد ديگري نخواهد داشت . همچنين خبر گزاري مهر نيز اعلام كه اعمال خداپسندانه شهرداري وصندوق انصار المجاهدين خيلي هم وبدون سود ومنفعت نبوده و صندوق انصاروالمجاهدين 4ميليارد تومان تراكم استفاده داشته كه از طرف شهرداري به عنوان كمك بوده و اعضاي شوراي شهر هم فورا اين عملفي مابين شهرداري واين صندوق دانستند وبي خبر خود را اعلام كردند .قاليباف هم پرداخت وام هاي ازدواج را با توجه به همين موضوعات به متقاضيان جديد منتفي كرد تا شهرداري خالي از مسئول كه مديران سابق اش اينك مقامات كشوري ولشگري شدند را سرپا نگهدارد .

مردم كه اينك در وضعيت بد اقتصادي ومعيشتي قرار گرفتند چشم به دلارهاي نفتي دوخته اند كه هنوز راهي براي حضور مستقيم بر سر سفره هاي آنان نيافته .اگر منظور ازدر آمد نفتي كه قرار است بر سر سفره مردم بيايد در آمدي وابسته به ذخيره ارزي وامثالهم باشد به گفته كارشناسان تنها باعث بدتر كردن اوضاع وتورم مي شود وبا آن در حال حاضر تنها مي توان بدهي دولت را كم كردبلاخص با بانك مركزي .  فقر پنهان نيز مسئله دگر شده است . سهامداران بورس ناراضي ترين ناراضيان اين بازارند گويا  اكثر متضررين كارمنداني هستند كه پاداش بازنشستگي30 سال خدمت خويش به اين بازار امانت دادند تا منبع ناني باشد براي فرزندان جوياي كارشان . ومتمولين و سرمايه داران مدتي مديد است كه به پيشنهاد  مشاوران نخبه اقتصادي خود با حقوق هاي ميليوني راه دبي را در پيش گرفتندتا براي ثانيه روي ريالي ضرر را نبينند و هم اين شيخ نشين از بركت جيب ايراني ، خود را شكوفا كند و كوير وبيابان لم يزرع خويش را جنگلي خوش منظر و جذاب تبديل نمايد و متضرر كساني كه پول نان را به زور دارند . چه رسد مشاور اقتصادي آن هم نخبه اش !

اينكه انسان جلوي جويباري زائد را به اسم صرفه جويي وبهنه سازي بگيرد نيكو وپسنديده است  اما نيكوتر و واجب تر نگهداري وجلوگيري ازشكستن سدي بزرگ است كه پشت آن سرمايه 70 ميليون ايراني ذخيره شده . مسئولين اگر خواهان تحقق وعده هاي خود هستند بلاخص اقتصادي كه مهمترين وعده براي مردم به نظر مي رسد لازم است تا در تصميمات چندي بيشترتامل نمايند . با توجه به فشار همه جانبه هسته اي ذكر اين نكته ضروري است كه تمام دنيا فهميده است كه ايران با توجه به اراده وعزم اش خواهان انرژي هسته اي است وحتما روزي آنرا به انجام كامل مي رساند وبه همين دليل سعي در استفاده از وضعيت بي ثبات اقتصادي مي كند تا ضربه را به آن بزند واز آن طريق مانع شود.

 اين كه جلوي چند دستگاه موبايل و تلويزيون وقطعه ماشين بخاطر راي عليه ايران بگيريم بد نيست ولي آن طرف هم ترس سرمايه دار داخلي وخارجي را داريم كه مي ترسند سرمايه خود ازدست دهند و اين صنعت وپروژه هاي بزرگ وبا اولويت ماست كه مشكل دار خواهد  و حتي فرار سرمايه داخلي به سوي دبي را درپي داشت . شايد اين سخن به ميان آيد كه ما نيازي به سرمايه خارجي واموال خائنين نداريم يعني ما واقعا خود خواهان انزوا هستيم ؟ يعني اجازه دهيم سرمايه هايي كه از پتانسيل هاي كشورما بدست آمده براي رفاه ديگران مصرف شود يا بگذاريم سرمايه خارجي به جاي آبادي مملكت اسلامي به رشد بقاي كشوري همچون اسرائيل كمك كند ؟ اگر واقعا قصد تنبيه داريم بايد هزينه غرور ملي خود رابدهيم و اصطلاحا دولا دولا شتر سواري نكنيم حتي قراردادفروش گاز به هند را لغو نمائيم اپراتور دوم را از آفريقاي جنوبي بگيريم و....  . ولي همه اين اعمال به چه قيمتي ؟ فرار سرمايه و سخت تر شدن زندگي افزايش بيكاري وناهنجاري !

 تامل كنيم كه نه به افراط و مقابله با جهان برسيم و نه تفريط لگد مال كردن غرور ملي . مردم معيار ما باشند نه رودربايستي وشعارهاي سياسي

 

+ نوشته شده توسط من در چهارشنبه هجدهم آبان 1384 و ساعت 8:10 |

 

هنگامي كه اصلاح طلبان مجال انتخابات را براي اعلام نظرات ومواضع خود در نظر مي گرفتند هيچ گاه گمان نمي بردند كه پيشروان وتندروان اين طيف در آن زمان نيز دچار سانسور شوند وحتي سخنگوي آنان دكتر الهه كولايي نتواند در يك ميز گرد ومنظره شركت كند اما اينك زمان، اصلاح طلبان مصلحت انديش وراديكال را روبروي هم نشانده تا جاي آن دقايقي ازاوقات انتخابات را كه بايد باهم بودن را بيشتر تجربه مي كردند را پر كند .اينك چشم و دل اصلاح طلبان به بزرگمرد شان يعني سيد محمد خاتمي است تا باري ديگر با آن منش و روش آرام اش اصلاح طلبان را باري دگر روبروي هم بنشاند و با وجهه كاريزماتيك خود حتي منتقدان خود مانند حجاريان را به ياد خرداد 76 بيندازد.

اصلاح طلبان بايد مي دانستند كه بين دو شخصيت معين وكروبي فاصله بسيار زياد است واين فاصله در بين هيچ دو كانديداي اصولگرا  ديده نمي شد. با اينكه هر دو در طيف اصلاح طلب مي گنجند اما متهم كردن هم ديگر به راديكاليزم ومصلحت گرايي صرف آوردگاهي به سود اصولگرايان به وجود آورد كه باعث انصراف 2 كانديداي اصولگرا وكم شدن دامنه انتخاب وتشتت شد مسئله اي كه اگر صورت نمي گرفت زحمت اصولگرايان را بسيار زياد مي كرد . شايد وجود كانديدايي مابين دو كانديداي مذكور شرايط مطلوب تري را پيش پاي اصلاح طلبان مي گذاشت.

اصلاح طلبان كه هنوز خستگي انتخابات را با تمام وجود احساس مي كنند بي محابا سخن از شكست مي رانند و در پي جبران وجذب اعتماد عمومي گذشته اند آنها مي دانند كه رسانه ها دعواهاي سياسي آنها بسي پر رنگ تر از واقع وخدمات وآباداني ها را به هيچ انگاشته اند و كم توجهي به جامعه را وعدم انجام همراهي جامعه با خود را اشتباهي غير قابل جبران مي دانند . اينك كه اصلاح طلبان حتي گروهي از اصولگرايان را پشت درهاي بسته مي بينند تكليف و جايگاه خويش را به خوبي درك مي نمايند وسخن از دولت سايه مي رانند تا جداي از سيستم قدرت اقدام به همكاري و مشاركتي غيرحكومتي و NGO وار با  دولت كرده باشند واز طرفي خانه نشيني را كمتر حس نمايند .

+ نوشته شده توسط من در جمعه ششم آبان 1384 و ساعت 23:24 |

سومين شماره نشريه دانشجويي آفتاب منتشر شد براي اطلاع از مطالب اين شماره به آدرسhttp://aftab-mag.blogfa.com مراجعه كنيد.

 

+ نوشته شده توسط من در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384 و ساعت 23:25 |

‌‌«  بعد از مدتي نوشتن وبلاگ ديدم كه جاي مطالب اجتماعي خاليه واز اين به بعد جسارت مي كنم دور از چشم اساتيد وبزگان اين وادي ما هم قلم فرسايي هايي خواهيم داشت پيروز وشاد باشيد »

 

 

جوانان آينه تمام رخ آينده

 

سال ها از انقلاب مي گذرد وسومين نسل انقلاب اينك وارد گردونه اجتماع مي شوند تا زندگي كنند وجامعه را به پيش برانند اما شايد هيچ يك از دونسل گذشته اين كشور علاقه نداشته باشد كه جواني باشد در نسل سوم . نسلي كه معضل ومشكل دورانشان خودشان هستند . انبوهي جوان با نيازهايي كه جامعه موظف به رفع آنهاست و جامعه اي كه توانايي پذيرش اين تعداد جوان را در خود ندارد .كودكان دوران جنگ كه با خوي وخصلت دوران جنگ قد كشيده اند واز آن ايام جز تير و تفنگ وموشك چيزي به خاطر ندارند و اينك حسرت زندگي راحتي را مي خورند كه آن ايام بود .

 نسل سوم اين نسل ياغي كه با انبوهي از مشكلات بزرگ شده ديگر تاب درون گرايي و در خود ريختن مشكلات را ندارد و مي بينيم كه كوچه وخيابان چگونه جولانگاه و ميدان كارزار آنان شده است پايين آمدن امنيت اجتماعي ،اعتياد ،ايجاد فضاي ياس آور،آمار فرارها و... نشان از تاثير مشكلات فعلي اين قشر وتاثير سريع آن بر جامعه است . اين كه در خبرها مي آيد تشكيلات هرمي مانند گلدكوئيست و غيره از ميان جوانان ودانشجويان در حال تحصيل به جامعه نفوذ كرده است قصه پر غصه اي است كه مسولين ما را بايد از خود بي قرار سازد وآنها را مقابل چراهاي بسياري بگذارد. چرا دانشجوي جوان كشور حاضر به بيدار شدن از خواب و توهم كسب درآمد هنگفت نيست .چيست كه باعث شده است كه جوان ايراني با دانستن دروغين بودن وعده ها و مشكلات شرعي آن دست به آن بزند گويا قصه ،قصه همان ميوه ممنوعه است كه اين بار نه از روي خود خواهي و طمع كه از بهر فراموشي مشكلات وعقده ها است وديگر سخن از بهشت نيست كه همه براي فراراز جهنم آينده است واز آن رو است كه خود خواسته و آگاه به وضعيت و مسائل به درون اين چاه مي پرند وابايي از بيرون نيامدن از چاه ندارند گويي خود به استقبال فنا مي روند.

 اينان پدران ومادران نسلي دگر خواهند بود . بايد ببينيم وبدانيم كه در آينده ، زندگي مشترك از وضعيت فعلي هم ناپايدارتر مي شود . آن زمان كه هر لحظه ناهنجاري ها جاي هنجارها را مي گيرند وصاحبان زندگي ديگر وقتي ندارند كه در اين دنياي مدرن براي هم بگذارند كه تربيت و زندگي را نه تمام وكمال كه تا قسمتي بر كودكان فرزندانشان جاري كنند . هر نسل پرمشكل تر از نسل ديگر تنها سپران عمر خواهد كرد بي آنكه زندگي را دقيقه اي تجربه كنند . اين ها همه اثرات سوئي است كه محصول مشكلات داخلي است و رؤيا دانستن آنها تنها فرار از اين واقعيت است كه شما جلوي آينده سازان اين كشور تنها سنگ هايي به وزن مسئوليت هايتان انداختيد و دگر هيچ. آري شما مسولان .تنها يك سوال دارم آيا فرزندان شما مسئولين هم از آينده خود هراسي دارند ؟؟؟؟؟ اگر نه حتما اعتماد به نفس بالايي دارند شايد هم والدين دلسوز از ديگران!!!!

 

+ نوشته شده توسط من در دوشنبه هجدهم مهر 1384 و ساعت 23:20 |

 

گويا كم كم انتقادات به پيشنهاد و برنامه هسته اي ايران نمود آشكاري مي يابد اين بار محسن رضايي دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام بود كه به نحوه ديپلماسي وارائه پيشنهاد ايران اعتراض داشته وآنرا انداختن توپ ونگهداشتن توپ در زمين خودي دانسته ( رجوع به مطلب قبلي : پرونده هسته اي ايران ؛ بايد ها ونبايد ها) حال كه ايران در تعديل بيانيه شوراي حكام به شدت ناكام مانده و حتي نتوانسته نظر كشورهاي دوست يا كشورهايي كه با ايران منافع مشترك دارند را بدست آورد تيغ تيزانتقاد تيزتر نيز مي شود. چند كشور ازجمله هند وآفريقاي جنوبي ونيز سه كشور مذاكره كننده كه در ايران منافع اقتصادي كلاني نيز دارند مسئله ساز اين بحث شده اند . بحث هسته اي اينك ايران را در مقطعي قرار داده كه شايد اعمال كنوني اثر منفي در پرونده هسته اي ايران نداشته باشد اما  با تلاش هاي پشت پرده وتخريب گرايانه ، ايران به تدريج مقابل همسايگانش قرار گرفته ودر حال مجادلات ديپلماتيك است  تا ايران كشوري مشكل زا معرفي گردد وبا پرونده سازي براي ايران درمورد عراق ودولت شيعي به نظر مي رسد قصد فشاري همه جانبه را دارند كه مسلم است ايادي اين مسئله فرا منطقه اي اند ودولت هاي منطقه ،  بازيگران گريم شده اين بازيگردان غير محلي .

با اين حال گويا اسدا... بادامچيان در سر مقاله اي در ارگان حزب موتلفه اسلامي نظري ديگر را بيان كرده و گفته است كه سخنان احمدي نژاد در سازمان ملل مانند اذان بلال حبشي بوده است تا نظرات متفاوتي بر خريداران سياست عرضه شود اما به نظر نمي رسد كه گفتار آقاي بادامچيان منطقي ودرست باشد اينكه به جاي سياست وديپلماسي وجلب اعتماد سخن از خود محوري ويكه تازي آمريكا رود مسئله جديدي نيست وحتي دولتمردان امريكايي اين موضوع را از افتخارات ملي احساس مي كنند پس به نظر مي رسد تكرار مكررات تنها زمان مفيد وبا ارزش ما در آن مجال كاهش داده وباعث شد كه در چنين مجمع ومحفل مهمي نتوانيم بر برگ هاي برنده خود بيافزاييم وجاي بازي هاي سياسي شوراي حكام را بگيريم و از جو رسانه اي آن استفاده اي بهينه نمائيم . از رويي دگر قهرمان پروري جبري شبه اي است كه از اين كلام بر مي خيزد و اثرات معكوس ومنفي درصورت صحت وقوع خواهد داشت.

به هرصورت پرونده هسته اي ايران است وهزاران منتقد كه برآورد نظرات وحتي اجماع عملي سنگين است به طور مثال روزنامه كيهان در انتقاد از بيانيه احمدي نژاد در واكنش به شواري حكام آن را شايسته دولت اصول گرا مخصوصا بعد از آن همه شعار ظلم ستيزي نداسته.

به هر تقدير دكتر لاريجاني هم كه اينك در محكي سخت گرفتار آمده مي كوشد برآن فائق آيد وحداقل شعارهاي هسته اي انتخاباتي خود تا حدودي عملي كند. ولي اي كاش دولت جديد دستاورد هاي دولت گذشته پاس مي داشت وآنان را متاثر رعب نمي خواند بلكه دستاورد ديپلماسي مي دانست.

 

+ نوشته شده توسط من در جمعه پانزدهم مهر 1384 و ساعت 23:6 |

 

پرونده هسته اي ايران پس از تغيير دولت وسر كار آمدن اعضاي جديدي در كابينه تحولات چشمگيري داشت آمدن لاريجاني وآقا محمدي به جاي روحاني وموسويان وتعويض شيوه ديپلماسي ومذاكره ورايزني هايي متفاوت با آنچه كه دولت خاتمي در پيش گرفته بود از جمله تحولات اساسي سياست خارجي ايران است

دستاوردهاي سياسي دولت خاتمي كه با 2سال وقت گذاري وهزينه هاي كلان بدست آمده بود اينك با تغييرهاي نابجا وشيوه هايي متفاوت با بستر سياسي كنوني مسئله را از تمركز وقابل بحث بودن آن در آورده وبه طرف ديگر مذاكره اجازه داده تا يك طرفه سخن براند و حق وحقوق مسلم ما به علت دادن بهانه هاي متعدد كمتر توجه شود .در ديپلماسي فعلي به جاي اينكه توپ را در زمين حريف بياندازيم ومطبوعات وافكار را به خاطر طرف هاي مذاكره به چالش بكشيم متاسفانه حفظ توپ در زمين خودي مي كنيم واجازه مي دهيم ابتكار عمل را آنها بدست گيرند واز اهرم ايراد واشكال بي مورد بي دليل استفاده كنند. يكي از بهترين اعمال دولت گذشته در پرونده هسته اي ايران دادن مدت زماني براي ارائه راه حل واقعي ومنطقي بود هر چند واضح بود كه كار چگونه پيش خواهد رفت ولي اين كار باعث شد توپ در زمين اروپائيان باشد واختلافات ونظرات متناقض آنها  بيش از پيش با غرب وحتي ميان خود انها آشكار شود وبا ارائه تبليغات مناسب ايران توانست مقاصد منفعت طلبانه آنها را بيش از پيش آشكار سازد ودست نشاندگي آنها توسط غرب نشان دهد .

وضعيت ديپلماسي ايران هنوز نان از دولت قبلي مي خورد ودكتر احمدي نژاد از اين بابت بايد فعاليت هايي براي شخص خودش همچون خاتمي علاوه بر فعاليت هاي سازمان ملل اش انجام دهد تا با ايجاد پشتوانه سياسي وفرهنگي از يك طرفه شدن مذاكرات به نفع طرف اروپائي جلوگيري شود ودر اين مسئله چرخشي انجام شود.به يقيين قصد اروپا وفراتر از آن آمريكا به عنوان برنامه ريز مذاكرات اين است ايران به آن مرحله برسد كه تنها يك راه داشته باشد وبتواند بين بدتر وبدترين به بدتر تن دهداين مسئله اكنون چنان محسوس شده كه حتي هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه تهران نيز آشكارا بدان اشاره كرد وبا تذكر اينكه اين ميدان به جاي شعار جاي مذاكره وديپلماسي است ، اعتراضي در لفافه را بدرقه سياست خارجي ايران كرد ونيز ادامه مي دهد كه بايد فعاليت هاي وسيع ديپلماسي مدبرانه وعقلانه همراه با صبر ومتانتي كه باعث خوشحالي وتحريك دشمن نشود وبهانه اي ندهد انجام شود.از طرف ديگركارشناسان مسائل سياسي كشور وضعيت تعامل فعلي را مناسب نمي دانند . امين زاده معاون سابق آسيا –اقيانوسيه وزارت خارجه در گفتگويي با ايسنا شرايط فعلي مسائل هسته اي را حاصل چند اشتباه مهم نظري مي داند و مي افزيد كه بسياري از مولفه هاي سياست هسته اي دولت سابق جايگاهش را از دست داده است حال كه دكتر لاريجاني سرپرست مسائل هسته ايران ودبيرشوراي امنيت ملي شده است آيا هنوز هم نظرات مربوط به مرواريد غلطان را جاري وساري مي داند . مسلم است است كه داشتن انرژي هسته اي مايه افتخار و غرور ملي است اما اين را هم در ياد داشته باشيم كه با هر اشتباهي از اين مردم هزينه مي شود آن هم در حالي كه هنوز سايه سنگين جنگ از كشور نرفته است باسازي هاچندي نيست كه پايان يافته.مردم اگر بدانند كه راه جاري بهترين وكم هزينه ترين راه است حاضر به هر ايستادگي هستند

+ نوشته شده توسط من در شنبه نهم مهر 1384 و ساعت 16:32 |
میلاد ولیعصر حضرت حجت بر همگان خجسته باد

  دارم از لطف ازل جنت فردوس طمع                    گرچه درباني ميخانه فراوان كردم

اينكه پيرانه سرم صحبت يوسف بنواخت          اجر صبريست كه در كلبه احزان كردم

+ نوشته شده توسط من در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1384 و ساعت 8:21 |

كابينه نوپاي احمدي نژاد در نخستين ماه دچار مشكل وتضاد وعده ها شد و وزير كشور در راس اين مشكل ديده مي شود . هنوز مدتي از رايزني هاي گسترده راي اعتماد بر سر پورمحمدي نگذشته اما گويا كم كم وعده ها باز به فراموشي مي روند . تعيين استاندار سيستان و بلوچستان ونحوة اين عمل موضوعي است كه محافل داخلي را چندي به خود مشغول ساخت هرچند سفر پر اهميت رئيس جمهور به نيويورك و بحث وصحبت او در محافل بين المللي راجع به مسائل هسته اي ومواضع ايران  فعلا مجالي براي بروز اين ناهماهنگي نگذاشته ولي به نظر مي رسد كه پس از پايان اين اجلاس اين خبر رو ونماي بيشتري بيابد واين مشكل پيشروي خاص خود را داشته باشد .

پور محمدي كه قول برآورده كردن نظرات نمايندگان وائمه جمعه استان ها را براي انتخاب استانداران داده بود در اولين گام فراموشي را ضميمه كار خود كرد وبا انتخاب استاندار بومي زمينه گله وشكايت و بحث هاي قوميتي را به وجود آورد . پور محمدي كه نمي خواست حساسيتي را براي انتخاب استانداران ايجاد كند با انتخاب حساب شدة استان سيستان وبلوچستان انتظار بروز مشكل را نداشت . در حالي كه همگان منتظر تعويض استاندار خراسان رضوي و تغيير رسولي نزديك به مشاركت وامثال او توسط دولت احمدي نژاد بودند اما طي اقدامي حساب شده وغافلگيرانه اين اميني بود كه تغيير كرد تا مطلع اين كار با حساسيت ومشكل نباشد اما فراموشي وعده ها اين رسم مرسوم كشور، بحراني هر چند كوچك را به وزارت كشور برد و به همراه ومعيت اين اعمال استعفاي دو نمايندة استان سيستان وبلوچستان روي ديگري از قضيه شد تا هزينه حذف نمايندگان و ائمه جمعه باشد . هر چند تلاش هاي بسياري براي منصرف كردن 2نماينده مستعفي مي شود ولي باز هم سرانجام كار هرچه باشد مورد مثبتي نخواهد بود و نمود منفي قضيه سايه اي است كه از ابتدا بر سر آن بوده است .

وزير كشور گويا تعامل را به فراموشي سپرده است كه به شيوه مديريت قبلي اش وبه صورت يكجانبه عمل نموده است واينك اين تصور كه تعامل با وزارت كشور چگونه ميسر مي شود مسئله اي است كه اذهان مسئولين وخيلي ها را مشغول نگه داشته است .

+ نوشته شده توسط من در شنبه بیست و ششم شهریور 1384 و ساعت 13:48 |

بالاخره بعد از گذشت ماه ها شهردار تهران مشخص شد در اين مدت اسامي متعددي روزانه اعلام مي شد وآبادگران به دنبال گمشده خود. شهرداري تهران كه پس از ورود احمدي نژاد به نهاد رياست جمهوري ديگر مانند گذشته نبود ونشان داد مديريت غير سياسي علي رغم شعار آبادگران شورا در آن راه به جايي نخواهد  برد واكنون شهرداري تهران همراه با جايگاه سياسي ويژه اي شده است كه در انتخاب شهردار و چينش مديران تاثير گذار است.

طيف آبادگر پس انتخابات واشتقاق به دو طيف حامي احمدي نژاد وقاليباف در حال تحليل وتضعيف بود كه نمود عيني آن در راي عدم اعتماد به 4وزير پيشنهادي كه بيشترين نزديكي را با احمدي نژاد وشوراي شهر داشتند را مي توان ديد .

اشتقاق آبادگران به دوطيف مجلس وشوراي شهر در انتخابات كه مجلسي هاي با قاليبافي و شورايي هاي با احمدي نژادي با پيروزي شوراي شهري ها پايان يافت و ياران قاليباف كه هنوز متحير وناراحت از گردش ناگهاني راي از قاليباف به احمدي نژاد بودند قدرت خويش را در هنگام راي عدم اعتماد با ليدري دكتر توكلي رو كردند تا طيف ديگر را متوجه قدرت خود نمايد ونارضايتي خود از كابينه هفتاد ميليوني ونبود قاليباف در كابينه نشان دهند. ولي گويا احمدي نژاد تمايلي به حضور قاليباف در كابينه اش نداشت واز همين رو تعامل ونزديكي اين دو طيف ميسر نشد ودو طيف آبادگركوبيدن بر طبل تقابل را بر گردش بر مدار مدارا را ترجيح مي دادند.

اما پيش قدمي شوراي شهر تهران يا آبادگران سنتي براي تعمل دو طيف با انتخاب قاليباف به عنوان شهردار تهران كه اقدامي سياسي قلمداد شد وضعيت را متحول كرد .جايگاهي كه مسلما كمتر از قد وقواره هاي شخصيتي قاليباف بود.

به هر تقدير گويا قاليباف نيز براي حضور مجدد در گردونه سياسي كشور وتغيير نوع مديريت شهرداري از اجرايي صرف به سياسي نتوانسته از اين سمت چشم پوشي كند وبا تعديل در انتظاراتش اين سمت را پذيرفته.

نكته اي كه به ذهن مي رسد اين است كه اگر انتخاب قاليباف قبل از اعلام وزرا مي بود بعيد به نظر مي رسد كابينه مشكل چنداني پيدا مي كرد و يا حد اقل مي توان متصور شد عدد چهار براي راي اعتماد تقليل پيدا مي كرد .

اينك قاليباف پل تعامل وارتباط دو طيف آبادگران شده است وعامل نزديكي امثال توكلي وچمران .به هر تقديرآبادگران با اين سردارِ شهردار يا شهردارِسردار سعي در پي تحكيم مواضع وبهبود روابط وتعاملات خود هستند تا مانع از تحليل وتضعيف قدرت آبادگران شوند

 

+ نوشته شده توسط من در پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384 و ساعت 5:16 |
ندادن ویزا به هیئت ایرانی مسئله ای است که در محافل شنیده می شود براستی آیا امریکا حق این چنین عملی را داشته است و آیا سردمدار دموکراسی جهانی به معنای کار خود فکر کرده است انتخابات مجلس هفتم اگر دموکراتیک نیست مشکل ما است و به کشور دیگری مربوط نیست این افراد نماینده ملت ایران بودند نه اصولگرایان ایران به قول  سید محمد خاتمی بزرگ دولت مرد تاریخ سیاسی ایران : سیاسیون باید ادب سیاسی داشته باشند واز بد اخلاقی ها پرهیز کنند گویا این اندرز به جا به گوش مسئولین ایالات متحده نرسیده وکسی نبوده آنها را تربیت کنند تا این چنین دموکراسی را بنا ننهند

+ نوشته شده توسط من در یکشنبه سیزدهم شهریور 1384 و ساعت 21:18 |

 

چندی است که دولت جدید فعالیت خود را آغاز کرده و جلسات هیئت دولت بدون دیدار ومصاحبه با خبرنگاران پایان می پذیرد . دیگر از آن گفتگو ها ومصاحبه های دولت گذشته خبری نیست ،گویا دولت جدید آنقدر مشغول عملگرایی شده است که حتی فرصتی برای پاسخ گویی ندارد و پاسخگو بودن خود را به فراموشی سپرده . البته این فراموشی قدمت در گذشته نزدیک دارد وبه انتخاب وزرای کابینه بر می گردد آنجا که عدالت محوری و کابینه هفتاد میلیونی در یاد دولت مردان نماند وتا آنجا قضایا را پیش برد که سران وبزرگان اصولگرای مجلس سخن از مخالفت با وزرایی گفتند که تا چندی پیش همراه و همگام احمدی نژاد در شهرداری بودند و اینک به نظر این اصولگرایان حضور این افراد علاوه بر نیروهای امنیتی - قضایی در کابینه امری غیر قابل تحمل می نمود و وزنه عدالت را به نامیزان ترین شکل ممکن میزان کرد .

دموکراسی که اینک احمدی نژاد  وارث آن است ، با تحولی یک شبه خلق نشده که اینک با بی توجهی از بین برود جامعه هزینه هایی فراوانی داده و آغازگر و جلودار این تحول عظیم که شاید بتوان گفت از سال75 یعنی یکسال قبل از دوم خرداد آغاز گشته بود مطبوعات کشور بودند تا آغاز گر پیشرفت فکری اجتماع باشند و مردم را به آن آگاهی وشعور برسانند که مردم در قبال جامعه مسئولیت پذیر باشند ولی اینک اینگونه با بی مهری وبی اعتنایی مواجه اند  آنهم در دنیایی که جنگ وشکست فیزیکی دیگر معنایی ندارد و حربه های خبری و رسانه ای هستند که توجیه کننده هر عمل مشروع ونا مشروع می شوند و این غول های رسانه ای هستند که وضع کننده قوانین اند ودر کشور ما هیچ بها وارزشی به مطبوعات نمی دهند و آنها  فراموش شدگانند .

گویا رئیس جمهور جدید در جلسات هیئت دولت  انعطاف بیشتری برای انجام مصاحبه به خرج دهد تا دولت متهم به عدم پاسخ گویی نشود .آقای احمدی نژاد نباید از یاد ببرد مطبوعات رکن چهارم دموکراسی اند نباید آنرا از صحنه حذف کرد ویا فراموش نمود . مطبوعات  نماینده مردم اند که نه دچار شخصیت وکیلی و وزیری اند ونه ماورایی .  آنان از مردم اند ودر میان آنها آنها.

مردم را از حقوق آنها که دانستن است محروم نکنید وتوانایی پاسخ گویی را در خود بالا ببرید 

+ نوشته شده توسط من در پنجشنبه دهم شهریور 1384 و ساعت 9:8 |
میلاد مولود کعبه بر همگان مبارک :

حاش لله که نیم معتقدطاعت خویش                    اینقدر هستکه گهگه قدحی می نوشم

هست امیدم که علی رغم عدو روز جزا                  فیض عفوش ننهد بار گنه بر دوشم

+ نوشته شده توسط من در جمعه بیست و هشتم مرداد 1384 و ساعت 14:8 |

 

با تمامي كش قوس ها كابينه معرفي شد كابينه اي كه حتي اگر راي اعتماد بالايي از مجلس بگيرد باز در افكار عمومي داراي ترديدهايي خواهد بود . وزرايي كه حتي اصولگريان هميشه خونسرد را به واكنش وا داشت احزاب وگروه هايي از اصولگرايان به شدت از كابينه حذف شدند وفصلي دگربراي آينده سياسي كشور رقم مي خورد .حذف عجيب مؤتلفه، وفاق وكارآمدي ، اصولگرايان مجلس يا فراكسيون اكثريت وغيره نشان داد كه هيچ يك از تركيب كابينه راضي به نظر نمي رسند پس دكتر احمدي نژاد به كدامين پشتوانه حاضر به ارائه چنين كابينه اي شده است سخنان دكتر خوش چهره از فعالين ستاد احمدي نژاد دراين اثنا جالب به نظر مي رسدكه پس از رد صلاحيت كابينه تلويحا از ابزار عدم راي اعتماد مجلس به كابينه سخن مي گويد .

اين روزها اصولگرايان اوقات تلخي را سپري مي كنند و سعي دارند در پشت نقاب هميشه راضي وشاكر خود گله ها وناراحتي هاي خود را پنهان كنند آنها نمي خواهند حال كه به هر ترتيب قوا را در دست دارند سايشي بين خود ايجاد كنند البته اصلاح طلبان نيز فعلا در شُك وبهت كابينه وانتخابات توأما به سر مي برند تا به معناي اجماع بهتر فكر كنند . تابفهمند اجماع هم براي سلامتي آنها وهم جامعه بسيار خوب است

اينك كابينه شگفتي ها معناي ديگري به خود مي گيرد معنايي كه به هيچ وجه معناي كابينه هفتاد ميليوني  را نمي دهد و بعيد است كه عدالت خواهي جايگاه  مستحكمي در آن داشته باشد .

نمي توان از اين واقعيت اجتناب كرد كه دكتر احمدي نژاد كابينه پر تنشي را گرد خود آورده  كساني كه درتنش ها وماجراهاي سياسي كشور چه از طرف حكومت ويا از طرف عقايد خود  با احكام ،  اظهار نظرها،نوشته ها ، سخنان ، سوابق اداري وتشكيلاتي ،خود را دخيل كرده اند رفتار ونظرات آنان تاثير فرواني در جامعه داشته است وهمين امر باعث ديدي امنيتي از طرف مردم به كابينه شده است نگاهي كه زمينه را براي ايجاد مشكل در كشور فراهم مي كند ومي توان اين امر را يك ريسك پر اشتباه از طرف رئيس جمهور دانست كه بدون شناخت دست به انتخاب زده است عدم شناختي كه در گفتگوي خبري باسماجت خبرنگاري مجري آشكار شد وسخن خوش چهره مشاور و يار نزديك احمدي نژاد مبني بر عدم شناخت افراد وبرنامه هاي آنان ومطلع نبودن آنان .

به هر تقدير انتظار مي رفت احمدي نژاد كابينه اي مردم دار ،آرامش طلب ،خنثي والبته هفتاد ميليوني ومتعلق به مردم انتخاب كند نه متعلق به برخي نهاد ها وفراموشي مردم.

 

 

+ نوشته شده توسط من در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384 و ساعت 10:53 |

بعد از انتخابات رياست جمهوري نهم و بالا رفتن تفكرات نو پاي آبادگري كه از شوراي شهر تهران آغاز گرديد وضعيت سياسي كشور دست خوش ابهامات ،گمانه زني ها ،وبالطبع شايعات قرار گرفت .گروهي سخن از راه افتادن فاشيست در كشور كردند وبا يادآوري طالبانيزيم وخشونت در لواي مذهب واشاره به سپردن كشور به مذهبي ظاهري كه وسيله اي براي حكومت و مطيع نمودن است كردند.

كشور مسلما در دوره آبادگران در حوزه مديريت دچار تغييرات شگرفي خواهد شد كه اين تحولات خارج از تفكر و رويه آبادگري نخواهد بود تغييراتي كه با توجه به تحول مديريتي ، تغيير سياسي عميقي در ساختار وشاكله كشور خواهد داشت و چيزي كه در اين ميان مهم مي نمايد سرنوشت دموكراسي و اصلاحات در اين كشور است . گروهي در كشور نظر به اين دارند كه بازگشت جامعه به عقب محال مي نمايد ولي اكنون با ديده شدن بعضي از حركات متحجرانه ديگر نمي توان سخن از محال گفت شايد اين حركات سرخود وحتي با انگيزه تخريب مطرح وانجام مي شود اما عدم برخود دولت جديد و سكوت آن شبهه بر همراهي وسازمان يافتگي آن ايجاد مي كند. اين سخن كار شناسان در مورد انتخابات را نمي توان نپذيرفت كه علاوه بر مسائل دوره اول ، منفي شدن وجه وشخصيت آقاي هاشمي كمك شاياني به آقاي احمدي نژاد نمود به عبارتي اينكه به فلاني راي دهيم  تا هاشمي راي نياورد عملي عجيب وغير قابل قبول بود كه به هر تقدبر اتفاق افتاد. مسئله اي كه ممكن است باعث وقوع مشكل براي دولت آينده شود وحمايت هم جانبه مردمي در كشورداري را بيش از هر زماني سخت نمايد

زماني شعار كابينه هفتاد ميليوني قوت قلب همه احزاب گشته بود وهر يك خواستار نقشي در قدرت شدولي پس از ارائه كابينه اي باگرايشات خاص آبادگري احزاب را وادار به خانه نشيني شدند تا غريبه اي پا به جمع نگذارد وكابينه هفتاد ميليوني داراي معناي متفاوتي شود حال كه قرار است آبادگران بر مسند حكومت باشند اميد است كه با توجه به يكدستي قدرت گام هاي پيشرفت را با سرعت بردارند و جاي اصلاحات ودموكراسي را در زير قدم هاي خود قرار ندهند براي اعتلاي آن تلاش نمايند .

+ نوشته شده توسط من در سه شنبه هجدهم مرداد 1384 و ساعت 11:5 |

امروز روز تنفيذ حكم رياست جمهوري آقای احمدي نژاد است . از الان دلتنگ خاتمي شده ايم آن صحبت ها ، حرف ها و  كارهایش. باید با خاتمي خداحافظي  كنيم واز او مي خواهيم دگر بار مصلحت انديشي نكند ودر كشور سمتي نداشته باشد . بگذارد اين هشت سال همه خاطراتي تكرار نشدني باقي بماند

.سيد هر جا رفتي خدا نگهدار تو

در اين بازار اگر سوديست ، با درويش خرسند است

خدايا منعمم گردان به درويشي و خرسندي

 

+ نوشته شده توسط من در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1384 و ساعت 9:44 |

 

نمي توان از انتخابات نگفت(بلاخص من كه تمام وقتم در زمان انتخابات يا در ستاد دكتر معين مشغول بودم ويا براي امتحانات سركتاب هاي بي خودم) اين انتخابات هم متاسفانه همراه با شبهاتي برگزار شد شايد گفتن اين حرف آن هم در نزديكي تنفيذ حكم رياست جمهوري جناب آقاي احمدي نژادكمي دير باشد و نسنجيده جلوه نمايد ،اما اينكه دو انتخابات مجلس هفتم ونهم رياست جمهوري در پستوهاي سياست كشور حرف هاي زيادي براي گفتن دارند آن هم در دوره رياست جمهوري سيد محمدخاتمي مطلبي است كه در آن بحثي فروان طلب مي شود .

اينكه سياسيون اين كشور بعد از انتخابات نوع ديگري از تقلب واتهامات ديگر را وارد فرهنگ دموكراسي كشور كردند جاي بحث دارد.اين حرف نه با آقاي احمدي نژاد است نه قاليباف نه معين نه كروبي ونه هاشمي ونه هيچ نامزدي و نه با آن پرده نشيناني كه اسمي در هيچ ليست مفاسد اقتصادي وسياسي ندارند، كساني كه دانشجويان تحكيم وپيرو خط امام را روزي راديكال مي خواندند واكنون كه نان خود را در آن مي بينند كه كه همه چيز حرام است مگر روحانيت تكليف كنند نه ، از سخن با آنها هم بيزاريم . سخن من با آن سيد سياستمداري است كه در اين كشور تنها مي توان از او گله وشكايت كرد آري خاتمي .تنها انساني كه در جمع بزرگان ماورايي نشد .كسي كه مخالفت با او دشمني با پيغمبر نبود . سيد محمد ديگر آنقدر لبخند مصنوعي زده كه ديگرمي توان ديد چقدر خوشحال است كه مي رود . كاش اين اصلاحات را هم با خود مي برد. كاش آن زمان كه عبدا.. نوري بي جهت استيضاح شد تا به اوين سلام دهد كنار مي رفت سيد مصلحت انديشي تو قرباني ها گرفت. هم فكران وهم كلاسان ما كم كتك بي مورد نخوردند ياد روز جوان سال83 وحرف هاي نماينده دانشجويان بيفتيد ياد پيراهني خوني كه امنيت ملي ما را زير سوال برد باشيد .آنجا كه هيچ كس نگفت خون كيست يا از چه كسي است .امنيتي، ملي كه زاييده امنيت شهروندي بود چه طور است كه در رژيم پهلوي ازبيرون دانشگاه تير اندازي مي كنند و به دانشگاه وارد نمي شوند ولي در زمان دولت سيد محمد خاتمي حمله حكومت به بانيان وحافظان انقلاب است. ودانشجو مظلوم تاريخ معاصر ايران مي شود .هيچ كس منكر آن نمي شود كه در اثر بي درايتي حكومتي ونه دولتي ، عده اي درلواي دانشجو به اين حركت ضربه زدند ولي كساني كه بيسيم وكلت بدست در داخل دانشگاه وكوي دانشگاه تير اندازي مي كنند چه! آيا بايد فراموش شوند؟ وچون احتمالا حركت موكد به حفاظت از امنيت ملي است نبايد با اين نوع از مخلصين وانقلابيون كاري داشت حتي اگر سعيد حجاريان هنوز هم روي صندلي چرخ دار باشد و يا نتواند درست سخن بگويد . محمد خاتمي است كه بايد بگويد چرا اين اصلاح طلبان هستندكه هميشه بيشترين هزينه ها را داده اند؟ وچرا دانشجو و دانشگاه بيشترين ضررها را كرده؟كاري به جواب هاي خيالي ندارم.اعداد و ارقام را هم ديگر نمي شناسم.ولي مي دانم بر خلاف نظر مسؤلا نمان يخ هاي سياسي حتي تا 3تير 84 هم باز نشد.حذف دانشجو از انتخابات جرمي نابخشودني است اينكه دو مرحله انتخابات در ايام امتحانات دانشجويي يا بهتر بگويم اوج دل مشغولي قشر پوياي جامعه باشد مسلما اتفاقي نيست وحتي در صورت غير عمدي بودن آن بازهم برگي بر بي كفايتي مسئولين مان افزوده شد كه صاحبان خانه از خانه بي خبرند. 

 

نان وآزادي خواهي هيچگاه جمع نمي شوند.شايد آزادي برايمان ناني آورده كه حقمان است.ولي نان هيچگاه آزادي نياورده چون حقي به ميان نيست.

+ نوشته شده توسط من در جمعه هفتم مرداد 1384 و ساعت 20:27 |